خورشيد
 
خورشيد
اين وبلاگ در نظر دارد شما را سرگرم كند
 
 
پنج شنبه 16 تير 1390, :: 14:18 ::  نويسنده : محمدرضا

 

 

 
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

 



سه شنبه 14 تير 1390, :: 15:17 ::  نويسنده : محمدرضا

 

مي آيي عاشق مي كني
محو مي شوي
تا فراموشت مي كنم
دوباره مي آيي
تازه مي كني خاطرات را
محو مي شوي
به راستي كه سراب از تو با ثبات تر است!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من هر روز در تلاشم تا خا طرم بماند

و تو هر شب دعا مي كني

كه فراموش كني!

خاطراتمان چه بلا تكليف اند!!!


 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نگران نباش عشق من
یارانه ام را به حسابم ریخته اند
ومن دیگر آنقدر ثروتمند شده ام
که می توانم تورا تا هر کجا که بخواهی برسانم.
راستی ...

هنوز هم اهل پیاده روی هستی ؟!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  


آنگاه که ...
ضربه های تیشه زندگی را
بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی؛
به خاطر بیاور که...
زیبایی شهاب ها
از شکستن قلب ستارگان است!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بعد از گرفتن دست هایت، تمام دنیا را لمس خواهم کرد تا عشق به همه سرایت کند !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

  بقیه در ادامه مطلب

 

فاتح قلبها می شوی
و انگاه که طبق محاسباتت
عاشق تر از شما در زمین وجود ندارد...
بهانه مهربانیت،
تو را رها خواهد کرد
ابن هم یکی دیگر از سیاه چاله های تستی،
در مبحث نامعادلات عاشقانه!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من ،

مهری که از تو در قلبم دارم

و صدای تو از آنسوی تلفن !

کفش هایت را بپوش و به دیدارم بیا

فکر قلب تنهایم را بکن !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق را با تمام وجود فریاد خواهم زد

تا به دنیا ثابت کنم؛

تمام مسیر ها به طرف مشترک موردنظر اشغال نمی باشد!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آن گاه که؛ دوازدهمین زنگ نیمه شب نواخته می شود؛
در انتظار پایان شادی هایت نباش
و بدان که هیچ دری بروی تو بسته نخواهد شد.
زیرا در این قصه ...
خداوند ؛ فرشته مهربان توست!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

يگفتي كه دوستم نداري!

به اندازه ي تمام قطره هاي باراني..

كه بر صورتت مي ريزد و من نيز دوستت دارم

بدون توجه به چتري كه.... بر روي سرت گرفتي

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چندین نامه نوشته ام،
با ادرسهایی که نمی دانم به کجا خواهند رسید!
سلام.
از خدا وند برایت بهترین ها را خواسته ام
می دانم که تو
به آرزوهایت خواهی رسید!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من را رها کن لطفا...

دو دستم که عمري به سوي تو دراز است ،
رهـــــا کن !
من را که نمي تواني بالا بکشي
مي ترسم . . .
خودت هم به زمين بيافـتـي !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تکه های قلبم را با تو قسمت می کنم

شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی نداشته باشد؛ اما...

برای لحظه ای می توانی گرمای عشق واقعی را در دستانت حس کنی!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به کدامین کتاب مقدس دنیا سوگند بخورم؟
که از یاد عاشقان واقعی ات نخواهی رفت؛
حتی اگر تو را...
به آخرین صفحات تاریخ تبعید کرده باشند!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


افسانه ها می گویند
که خوشبخت ترین انسان زمین را
می توان سوار بر اسبی تک شاخ یافت،
چشم هایت را باز کن
تا باور کنی که بهترینی!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انگار روزی دیگر فرا رسیده است.
اگر چشم هایت گشوده شده اند
و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی
بدان که خداوند...
هنوز عاشق توست!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خورشید سعادت را
بر آسمان خانه شما می بینم.
صبور باش...
تیره ترین ابر ها هم ،
چند روزی بیشتر
دوام نمی آورند!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو را دوست خواهم داشت
آن چنان که خود را
حتی اگر...
تمام عشاق را دیوانه بخوانی
و عشق را قصه ای بی انجام
من ...
تو را دوست خواهم داشت
بیشتر از آن چه؛ خود را!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عزیز دلم

زندگی من به اندازه کافی شبیه فیلم های هندی بی سر و ته است !

تو دیگر

پشت درخت های تقدیر و حادثه پنهان نشو !!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چگونه مي خواهي دوستت دارم هايت را...

باور كند؟!
وقتي رد دندان هاي من را
گوشه ي شكلات هديه ي تو
در روز عشاق مي بيند؟!
كاش مي فهميدي كاغذ كادو را
مخفيانه باز كرده ام!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عزیز دلم تو با همه فرق داری !

ما در مقابل آفتاب خشک شده ایم اما ...

من یقین دارم که خداوند

خود در گل ِ تو دمیده است !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر بخواهم صادق باشم
ديگر
به دنبال کسي که درکم بکند نيستم !
من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم
تا روي پا هاي خودم بايستم !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو را به دادگاه خواهم كشيد...
شايد به حبس ابد محكوم شوي
جزييات جنايتت معلوم نيست
اما،
اثر انگشتت را...
روي قلبي شكسته ام يافته ام!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتي گرفته اي ،
وقتي که ناخوشي
وقتي شبانه روز فقط
وقت مي کشي ،
دستامو پس نزن
پاي دلم بشين
يک بار ، يک نفر هم غير خودت ببين !

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هميشه برايت بهترين ها را خواسته ام
در هرشرايطي و به هر نحوي
وقتي غريبه ها اين گونه به تو ايمان دارند
چگونه مي تواني نااميد باشي
دوست من ؟

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر قدر ثانیه های
بدون بازگشت را می دانستند
و از قله های باشکوه موفقیت
چیزی شنیده بودند؛
هیچ گاه ...
برای در چاله مانده؛
چاه را توصیف نمی کردند!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من دير زمانيست ،

خدا را در آغوش فشرده ام !

من سال ها

در بهشت مي زيسته ام

بي ترديد ، بي دلهره ، بي عذاب ِ کارهاي نکرده

من سال هاست که ديگر ...

به گناه اعتقادي ندارم !!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کمبود خواب
با یک روز مرخصی حل می شود.
کمبود وقت
با مدیریت زمــان.
سایر کمبود ها نیـــز علاجی دارند
...
با کمبود دست هایت چه کنــم ؟!!!

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


ازخودمان گرفته تا خدا

......

( ادامه اش نمي دهم

خودت فکر کن چرا؟!!)

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دلم برايت تنگ شده !
مي خواهم آنقدر اشک بريزم
تا غبار فاصله از قلبم تميـــز شود .
ولي مي ترسم ...
" تهران" ، "


با سلام.به دنیای لوکس بلاگ و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز لوکس بلاگ استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در لوکس بلاگ هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید.
در صورت نیاز به راهنمایی و پشتیبانی از قسمت مدیریت با ما در ارتباط باشید.برای حفظ زیبابی وبلاگ خود میتوانید این پیام را حذف نمایید.امیدواریم لحظات خوبی را در لوکس بلاگ سپری نمایید...


صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ


با سلام به شما دوست عزيز كه اينقدر خوش سليقه هستيد چون كه از وبلاگ من داريد بازديد ميكنيد اين وبلاگ در نظر دارد كه شما را كمي سرگرم كند تا لذت ببريد و كمي هم حال كنبد
آرشيو وبلاگ
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خورشيد و آدرس mamad1595.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:


خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته : 24
بازدید ماه : 69
بازدید کل : 924
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


                    
 
 
 
خورشيد




خورشيد

اين وبلاگ در نظر دارد شما را سرگرم كند

<-PostContent->
ادامه مطلب
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->|


آخرين مطالب
» <-PostTitle->

Design By : Pichak